|
بيژن نيابتی
- 17
آبانماه 1386 -
bijanniabati@hotmail.com
ملاحظاتی بر فراخون حزب حكمتیست
رفيق
مظفر محمدی !
در پاسخ به
نامه مورخ 13 آبان شما از جانب کميته رهبری حزب حکمتيست ،
بيان ملاحظات زير را در ارتباط با فراخوان اخير حزبتان
ضروری می دانم.
1 ــ هر گونه
مخالفت با تحريمهای همه جانبه عليه رژيم " جمهوری اسلامی "
را در شرايط کنونی به مثابه يک خطای فاحش استراتژيک
ارزيابی کرده و مقايسه آن با تحريمهای جنايتکارانه ايالات
متحده عليه دولت سابق عراق را يک قياس مع الفارق می دانم .
اگرچه ورود به يک بحث کشاف تئوريک در رابطه با دلايل اين
ارزيابی در بضاعت اين نوشته نيست با اين حال تلاش می کنم
اشاره ای مختصر به پايه های استدلالی آن داشته باشم .
ــ جهان ما
متعاقب " نقطه عطف" 11 سپتامبر 2001 ، قدم به دوران
جديدی گذاشته است که قانونمنديهای حاکم بر آن ازاساس با
قانونمنديهای حاکم بر دوران " جنگ سرد" و دوره 12 ساله فترت
در فاصله ميان آن با جنگ جهانی کنونی متفاوت است . عدم فهم اين
تفاوتهای بنيادی و مقايسه ميان بحرانهای آن دوران با
بحرانهای مقطع کنونی هر تحليلی را به انحراف می کشاند .
ــ سياست
تحريم عليه دولت عراق که دراوايل دهه نود ميلادی و با هدايت
مستقيم" سرمايه متمرکز يهود" به اجرا گذاشته شد ، مستقيما مردم
عراق را هدف قرار داده وسياست " تعويض رژيم عراق" در آن مقطع
اساسا بر روی ميز سياست خارجی ايالات متحده آمريکا قرار نداشت
و به اين اعتباردر يک ظرف زمانی طولانی می توانست ادامه داشته
باشد . درست برخلاف آن مقوله تحريم عليه رژيم " جمهوری اسلامی"
را می بايست که در کادر سياستهای جهانی بکلی متفاوتی مورد
ارزيابی قرار داد که در کاکل آن سياست " تغيير رژيم"
ايران قرار دارد. سياستی که به اعتقاد من بدلايل عديده
سياسی و استراتژيکی ، بايد در کوتاه مدت به بار
نشيند و به همين دليل هم مستقيما بر روی رژيم " جمهوری
اسلامی" سر ريز شده و مجاری تنفسی آنرا هر چه تنگتر خواهد
کرد .
مستقل ازاين
تنها کسانی می توانند مخالف با تحريمهای گسترده نفتی و
تسليحاتی عليه رژيم باشند که ابتدا به ساکن باور داشته باشند
که از درآمدهای نجومی نفتی جنايتکاران دستاربرسرحاکم برايران،
چيزی هم نصيب مردم ايران خواهد گرديد ! باوری بس ساده لوحانه و
غيرواقعی که نتيجه ای جز خاک پاشيدن بر چشم مردم ايران به
بار نخواهد آورد .
2 ــ اشاره
بند 5 فراخوان به اينکه " تعیین نظام سیاسی آینده در
ایران حق بی چون و چرای مردم ایران است. " بدون اشاره صريح
به ضرورت اصل جمهوريت نظام ، اگر يک شيطنت آگاهانه
به منظور باز گذاشتن در بروی طيفی از طايفه سلطنت طلب در
پيوستن به فراخوان نباشد که من به شخصه نمی خواهم چنين تصوری
را به ذهن خود راه دهم ! بنابراين اشتباهی است که می بايست
تصحيح گردد . چرا که اگر آوردن اصل صرفنظرناکردنی جدايی دين
ازدولت وآموزش و پرورش ، نافی" حق بی چون و چرای مردم ایران "
در تعيين سرنوشتشان نباشد که نيست ، تاکيد ضروری بر " جمهوريت
" نظام آتی نيز مشمول همين قاعده می باشد .
3 ــ اگرچه
اشاره نامه شما به " تلاشی مشترك به منظور بستن سدی در
مقابل فاجعه ای كه به كمین جامعه ایران نشسته است" بوده و
عجالتا بحثی از" آلترناتيو" در ميان نيست ، با اين حال اشاره
ای هر چند مختصر به اين مقوله و ارزيابی خودم را نسبت به آن ،
پيشاپيش ضروری می بينم .
" تلاش مشترک"
مورد اشاره ، تنها در شرايطی تبديل به يک نيروی مادی
تاثيرگذارومداخله گر می گردد که در مسير شکل دادن به يک "
آلترناتيو فراگير" قرار داده شود . به جزاين نه تنها موفق
به زدن هيچ سدی برهيچ رودی نخواهد شد که حود نيز با کمترين
رگباری روبيده خواهد شد و با سيل خواهد رفت .
به باور من
هيچ آلترناتيوی ، تاکيد می کنم ، هيچ آلترناتيوی بدون
حضور" سازمان مجاهدين خلق " نمی تواند شکل گرفته و به ائتلافی
پايدار و جدی تبديل گردد. زياده تر ، ضمن به رسميت
شناختن بيشترين اختلاف سياسی با جريان فوق و تيزترين
انتقادات نسبت به برنامه و سياستهای آن، تقابل با
آنرا ازاساس در خدمت عاليترين مصالح مردم ايران ندانسته و
به اين اعتبار در آينده نيز همچون گذشته از شراکت درهر"
تلاش مشترکی" در اين راستا معذور خواهم بود .
به جز موارد
بالا ، با تاکيدی بيشتر بر بندهای 1 و 4 و تاييد تمامی
حقوق مصرح در بند 6 برای مردم ايران ، " بيانيه مشترک" می
تواند که از حمايت و امضای من نيز برخوردار باشد
. |