|
كورش اعتمادی- ٢٤ نوامبر
koroush_etemadi@hotmail.com
صلح، امنیت و حقوق شهروندی
آنهم با جمهوری اسلامی؟ هرگز
چرخش سه هزار دستگاه سانتریفوژ
درمرکزاتمی نطنزآنهم با اهدافی نا مشخص، عبوراز ًخط قرمزًی است
که هرگزجهانیان ازآن روی برنخواهند تابید و آماده اند بهرشکل
ممکن یا با تحریم و یا با اقدامی نظامی به این تلاش درجمهوری
اسلامی پایان ببخشند. هرمیزان هم گزارشهای آقایان ًالبرداعی ً
و ًخاویر سولانا ً به شورای امنیت سازمان ملل متحد پیرامون
برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی مثبت ارزیابی شود، اما یقینا
ً ادامه غنی سازی اورانیوم درایران بحران هسته ای تهران با غرب
را تشدید خواهد کرد و شرایط برای اقدامات تنبیهی سخت ترعلیه
جمهوری اسلامی را در دستور کار جامعه بین المللی قرار خواهد
داد.
جمهوری اسلامی برای رهائی ازاین
مهلکه راهی جز پایان بخشیدن به غنی سازی اورانیوم در پیش رو
ندارد و در کنار آن نیز میبایست بپذیرد در آینده هرسطح از
فعالیت هسته ای خود را زیر نظر مستقیم آژانس بین المللی انرژی
اتمی انجام دهد.
پایان بخشیدن به غنی سازی
اورانیوم در جمهوری اسلامی دیگر یک خواست جهانی است و عدم تحقق
آن قطعا ً اعمال فشارهای گسترده جهانی علیه تهران را در پی
خواهد داشت. بدین خاطر هر کوششی تحت عنوان هواخواهی از ً صلح
ً و یا شعار ًنه به جنگ ً، اگرقطع کامل غنی سازی اورانیوم در
رژیم ملایان را خواستار نباشد ثمری نخواهد داشت و نهایتا
ًهراقدامی در این راستا بسود و توجیه برنامه های پنهان هسته ای
رژیم جمهوری اسلامی خواهد بود. این کمال ساده اندیشی است که پس
سه دهه ویرانگری در ایران و خاورمیانه توسط سردمداران جمهوری
اسلامی هنوزمی پنداریم در چارچوب نظام اسلامی حاکم بر کشورمان
جهان و منطقه رو به آرامش و امنیت باز خواهد گشت.
این حقیقتی است آشکار که جمهوری
اسلامی نزد مردم جهان رژیمی غیرقابل اعتماد است، بگونه ایکه
میبینیم علیرغم وجود خطرحمله نظامی به مرزهای ملی کشورمان تا
کنون دربین محافل خارجی هیچ کمیته ضد جنگ در پیشتیبانی از
جمهوری اسلامی و یا محکوم کردن جنگ سامان نگرفته است. به بیانی
دیگر جمهوری اسلامی نه تنها امروزدر بین دول غربی بلکه در نزد
افکارعمومی جهانی رژیمی منزوی و مطرود است و بیشک یکی از دلایل
بی تفاوتی فعالین ضد جنگ در غرب نسبت به حمله احتمالی نظامی
آمریکا به ایران وحشت آنها از تسلیح جمهوری اسلامی به سلاح
اتمی است که بقولی این رخداد بسیار مخربتر از حمله نظامی
آمریکا به ایران ارزیابی میشود. حتی اگرپیش بینی شود این یورش
نظامی ابعادی بین المللی خواهد یافت.
امروز بسیاری از اهل سیاست جهان
باوردارند که جمهوری اسلامی با رد مفاد قطعنامه های 1737 و
1747 سازمان ملل متحد مبنی بر قطع کامل غنی سازی اورانیوم قصد
دارد دامنه بحران در خاورمیانه را پیش از این که هست گسترده تر
کند تا از خلل این بحران بتواند به دیگر اهداف سیاسی خود از
جمله سرکوب بیرحمانه جنبش اعتراضی مردم درداخل کشور را توجیه
کند. اما از سویی دیگرغرب تلاش میکند طرح توطئه های جمهوری
اسلامی در خاورمیانه را یک به یک خنثی کند. هم پیمانان اروپایی
دولت آمریکا اگر تا دیروز در مقابل خواست آمریکا مبنی برقطع
کامل غنی سازی اورانیوم درجمهوری اسلامی تردید داشتند، اما
امروز پذیرفته اند جمهوری اسلامی مسلح به بمب اتم تهدیدی است
بزرگ علیه بشریت و صلح جهانی. و به همین خاطر مشاهده میکنیم پس
از فرانسه و انگلستان صدراعظم آلمان خانم ًآنجلا مریکل ً
پیوسته در مذاکره با صنایع بزرگ آلمان از آنها میخواهد تمامی
مراودات اقتصادی خود با جمهوری اسلامی را همانند بانکهای آلمان
تا پایین ترین سطح ممکن کاهش دهند. همزمان نیزبزرگترین بانک
ژاپنی، ًپست بانک ً، اعلام میدارد که به تمامی معاملات بانکی
خود با بانکهای بزرگ جمهوری اسلامی را پایان بخشیده است و
همانند بانکهای بزرگ آلمان و آمریکا کوشش خواهد کرد جمهوری
اسلامی را در سطحی وسیع مورد تحریم قرار دهد. بنظر میرسد سیاست
تحریم دولت آمریکا علیه ستون فقرات رژیم اسلامی، سپاه
پاسداران، و مجموعه شرکتهای تجاری زیر کنترل این نهاد تروریستی
به نتایجی مطلوب نزدیکترمیشود و دیگر متحدین اروپایی و آسیایی
دولت آمریکا از این اقدام حمایت عملی گسترده بعمل آورده اند.
اگر بواقع قصد این است برای
مقابله با خطروقوع جنگ در منطقه کاری مؤثر انجام داد میبایست
در گام نخست نفی کامل حاکمیت جمهوری اسلامی را خواستارشد که
عامل همه ی آشوب ها و بحران ها در منطقه است. این انتظار
بیهوده و فریبکاری آشکار است که کوشش میشود در بین افکارعمومی
این اندیشه را جا انداخت که جمهوری اسلامی توانایی پاسخگویی به
خواستهای مهم جهانی را دارد؛ از جمله قطع کامل غنی سازی
اورانیوم در ایران، عدم دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه و
حمایت از روند مذاکرات صلح بین فلسطینیان و دولت اسرائیل. ما
نمیتوانیم مدعی باشیم که هواخواه صلح هستیم اما به سبب عافیت
جویی درمقابل سه دهه سیاست جنگ افروزانه رژیم جمهوری اسلامی
سکوت اختیار کنیم. یکی از دلایل اصلی تداوم آشوب و خونریزی در
ایران و منطقه وجود حاکمیت اسلامی در کشور ما بوده است که
هرگز ملایان در طی این مدت تلاش نکردند روش ً دولتمداری ً خود
را با واقعیت های جهانی همساز کنند. اگر روزی همه ی ما یکصدا و
یکدل اما جسورانه فریاد زنیم که جمهوری اسلامی بانی تمامی
آشوبگریها و بحران در منطقه است بی تردید نیمی از این راه صعب
العبور برای رسیدن به آزادی را پشت سر گذاشته ایم. جمهوری
اسلامی میبایست برود تا ما بتوانیم شرایط رسیدن به آزادی و
دمکراسی در کشورمان را هموار سازیم. بدون گذر از نظام ولائی
اسلامی حاکم بر کشورمان محال است مردمان ایران و جهان درخشش
آفتاب، آسایش، امنیت و صلح را یکبار دیگر لمس و تجربه کنند.
کوروش اعتمادی
استهکلم 24 نوامبر 2007
اتحادیه ملی
برای دمکراسی در ایران - سوئد |