|
مملکتداری به
سبک و سیاق ملایان
Koroush_etemadi@hotmail.com
http://fa.nufdi.org
بنظر میرسد در بین
نهادهای حکومتی تنها ًکمیسیون امنیت ً مجلس شورای اسلامی بود
که بدرستی اما با تأخیرهدف اصلی گزارش 16 سازمان اطلاعاتی
آمریکا پیرامون برنامه تسلیحات هسته ای رژیم جمهوری اسلامی در
سال 2003 را متوجه شد و در خصوص آن موضع گرفت. ًکاظم جلالی ً
مخبر ًکمیسیون امنیت ً مجلس شورای اسلامی با رد گزارش
سازمانهای اطلاعاتی آمریکا اعلام داشت جمهوری اسلامی حتی پیش
از سال 2003 برنامه تسلیحاتی هسته ای نداشته و قصد آمریکا از
طرح انتشاراین گزارش در شرایط کنونی صرفا ً تشدید فشارهای بین
المللی و بسیج افکارعمومی علیه برنامه های هسته ای جمهوری
اسلامی است، بویژه آنکه قرار است بزودی شورای امنیت سازمان ملل
متحد بر سر تدوین دور سوم تحریمهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی
به شور و تصمیم گیری بنشیند. اما پیش از اعلام موضع ًکمیسیون
امنیت ً مجلس شورای اسلامی، رئیس جمهور رژیم اسلامی محمود
احمدی نژاد بی آنکه مقصود اصلی گزارش اخیرسازمانهای اطلاعاتی
آمریکا در مورد برنامه هسته ای رژیم را درک کند با های و هوی
کودکانه سر و پای گزارش مزبور را تأیید کرده واظهار داشت؛
گزارش اخیر سازمانهای اطلاعاتی آمریکا پیرامون برنامه هسته ای
جمهوری اسلامی ً بزرگترین پیروزی سده اخیر برای ملت ایران
محسوب میشودً ، ًپیروزی ملت ایران در مقابل همه ی قدرتهای
خارجی که با رفتارهای خود فضای سیاسی عمومی در جهان را پر از
تهدید و دروغ کرده اند ً.
البته از رئیس
جمهوراحمدی نژادی بیش از این هم انتظار نمیرود که مثل همیشه با
ناپختگی در دام گزارشی افتد که تأکید دارد جمهوری اسلامی تا
مقطع زمانی سال 2003 برنامه هسته ای را دنبال میکرده که در
راستای تولید سلاح اتمی بوده. این آن نتیجه گیری سیاسی بود که
آقای بوش با طرح این گزارش قصد داشت به آن دست یابد و یکبار
دیگربه افکار عمومی جهان خاطر نشان سازد اهداف برنامه هسته ای
رژیم جمهوری اسلامی صلح آمیز نبوده بلکه نظامی است، و تهران
تا بدین جا موفق شده است به فن آوری تولید سلاح هسته ای دسترسی
پیدا کند.
از سویی دیگرانتشار
گزارش اخیر سازمانهای اطلاعاتی آمریکا موجب نگرانیهای شدیدی در
بین دیگردولتمداران جهان شد. در همین رابطه سخنگوی دولت ژاپن
آقای ًنوبو تاکا ماشیمورا ً اعلام کرد، بر پایه گزارش
اخیرسازمانهای اطلاعاتی آمریکا دولت ژاپن از پیشرفت برنامه های
هسته ای تهران بسیار نگران است و خواستار فشار بیشتر بر تهران
است. ًفرانک والتر اشتاین مایر ً وزیر امورخارجه آلمان تأکید
میکند فشارهای بین المللی بر تهران ضروری است تا رژیم اسلامی
را وادارد از برنامه تولید سلاح هسته ای سرباز زند. آقای
ًاشتاین مایر ً در ادامه میگوید گزارش اخیر سازمانهای اطلاعاتی
آمریکا تأکید دارد خطر برنامه های هسته ای رژیم جمهوری اسلامی
جدی است و فشارهای بین المللی از هر سو میبایست افزایش یابد.
وزیر امور خارجه انگلستان آقای ًمیلی بند ً هم اعلام میکند
آمریکا و اتحادیه اروپا تصمیم گرفته اند، اگر رژیم جمهوری
اسلامی به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد مبنی بر
قطع غنی سازی اورانیوم خاتمه ندهد تحریمهای اقتصادی علیه تهران
را افزایش دهند. بقول آقای ًمیلی بند ً مشکل اساسی امروز
آمریکا و اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی مسئله غنی سازی
اورانیوم در ایران است. در همین رابطه اینبار پای ناتو هم به
میان میاید و در نشست مشترکی که ناتو و اتحادیه اروپا در 7
دسامبر در بروکسل داشتند توافق میکنند که خط مشی کنونی فشار بر
جمهوری اسلامی ادامه یابد. اما ظاهرا ً مواضع سیاسی رئیس جمهور
آمریکا در این خصوص نسبت به دیگر سیاستمداران اروپایی سخت تر
بنظر میرسد و ایشان در 5 دسامبر در هنگام ورود به فرودگاه
ًاوماها ً در ایالت ًنبراسکا ً در مصاحبه ای مطبوعاتی مطرح
میکند جمهوری اسلامی موظف است بر اساس گزارشهای اخیر نهادهای
امنیتی دولت آمریکا حدود فعالیتهای اتمی خود در گذشته را
بروشنی توضیح دهد.
بهررو گزارش اخیر
سازمانهای اطلاعاتی آمریکا پیرامون چارچوب فعالیتهای هسته ای
جمهوری اسلامی در گذشته و حال بر خلاف اظهارات ناپخته رئیس
جمهور نظام محمود احمدی نژادی، وضعیت بحران هسته ای رژیم
اسلامی با غرب را وخیم تر نسبت به گذشته کرد، بگونه ای که درجه
بی اعتمادی جهان نسبت به برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی
فزونی بیشتری میگیرد. این نا اطمینانی بویژه در بین کشورهای
حاشیه خلیج فارس نسبت به برنامه های هسته ای رژیم جمهوری
اسلامی افزایش چشمگیری یافت بطوریکه امیرنشینهای عرب آگاهی
یافتند پیشبرد برنامه تسلیحات هسته ای در جمهوری اسلامی یک هدف
است که امروزبراساس فشارهای بین المللی موقتا ً به تعویق
افتاده است. اما همانطور که اشاره شد بیش ازهردولت دیگردولت
آمریکا از طرح انتشار گزارش مزبور بهره برداریهای لازم سیاسی
خود را کرد. در همین رابطه همزمان با انتشار گزارش برنامه
تسلیحات هسته ای تهران توسط سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، وزیر
دفاع ایالات متحده آمریکا، آقای ًرابرت گیتس ً ، سفری به
ًمنامه ً پایتخت بحرین میکند تا در نشست مشترک همکاری کشورهای
حاشیه خلیج فارس شرکت جوید. در این نشست آقای ًگیتس ً خطاب به
امیر نشینهای عرب خاطر نشان میسازد که جمهوری اسلامی کماکان یک
خطر جدی نظامی علیه امنیت کشورهای عربی است و از این رو ضروری
است امیر نشینهای عرب علیه برنامه های هسته ای تهران با یکدیگر
متحد شوند. نتیجه سفرآقای ًگیتس ً به ًمنامه ً عقد قرارداد
های نظامی به مبلغ حدود 9 میلیارد دلار با سه کشور کویت، بحرین
و امارت متحده عربی را موجب شد که دولت آمریکا میپذیرد با نصب
سیستم رادار و دفاع موشکی پیشرفته در سه کشور فوق بنیه دفاعی
آنها را در مقابل حملات موشکی جمهوری اسلامی تقویت و بازسازی
کند.
اما یکهفته پیش از
سفر وزیر دفاع آمریکا به منطقه، محمود احمدی نژاد چون مهمانی
ناخوانده در همایش امیر نشینهای عرب شرکت میجوید تا نگرانیهای
آنها نسبت به گزارش اخیر سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در خصوص
برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی را بی مورد توصیف کند. احمدی
نژاد در این همایش نه تنها موفق نمیگردد بدبینی سران عرب نسبت
به برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی را از میان بردارد بلکه
همایش در پایان قطعنامه ای را تصویب میکند که از جمهوری اسلامی
میخواهد سه جزیره ابوموسی، تنب کوچک و بزرگ را بیدرنگ به امارت
بازگرداند، درغیر اینصورت خواست فوق با شکایت در مجامع حقوقی
دنبال خواهد شد. آنچه که سیر تحولات سیاسی در ایران و منطقه
بیانگر آن هستند این است که چندان هم بعید بنظر نمیرسد روزی
سران رژیم تهران برای باج دهی به اعراب جهت به عقب راندن
آمریکا از منطقه سه جزیره فوق را به امارت دهند. به همان سهولت
که 38 درصد از سهم قانونی حق مالکیت ایران در دریای مازندران
را یکشبه ًرهبر ً به ًپوتین ً تقدیم کرد تا او از گردنکشی
ملایان در مقابل آمریکا در منطقه دفاع کند. از بذل و بخشش
آخوندها زیاد تعجب نکنید چرا که تاریخ حضور و نفوذ روحانیت
شیعه در عرصه سیاست ایران همیشه مترداف بوده است با تنشج
آفرینی، جنگ و برباد دادن بخشهایی از خاک کشور. درست بهمان
شکلی که در دوران زعامت فتحعلیشاه و به تحریک و تشویق آخوندها
ایرانیان دو بار با روسها به مقابله برخاستند که در هر دو جنگ
مغلوب همسایه قدرتمند خود شدند. پس از چیرگی روسها برایران در
این دو جنگ ، دولت ایران ناچار گردید بر پایه معاهده های
ترکمانچای و گلستان آسیای مرکزی و قفقاز را به دولت روسیه
واگذار کند. امروزهم در آغاز هزاره سوم هستیم و مشاهده میکنیم
تاریخ بار دیگر در حال تکرارشدن است. یکشب آخوند علی خامنه ای
بی چک و چانه، بی آنکه ندای اعتراض ًوطن خواهی ً از گوشه ای
از این گیتی به گوش رسد، برسر 10 در صد از خاک کشورما با
همسایه شمالی به معامله می نشیند. و روزی دیگررئیس جمهور رژیم
اسلامی محمود احمدی نژاد با خفت و خواری در زیر تابلوی ًخلیج
عرب ً تلاش میکند امیر نشینهای عرب را به ًوفادار ً بودن
جمهوری اسلامی نسبت به آنها متقاعد سازد. بهر رو تکرار تاریخ،
تکرار تراژدی ها است و ملایان اینبار حضوری مستقیم و مسلط در
عرصه سیاست ایران دارند و شرایط بگونه ای است که آنها میتوانند
با جنگ افروزی در منطقه بر سر کل تمامیت ارضی این مرزوبوم به
قمار بنشینند.
بیان مطالب فوق
صرفا ً نقد و بررسی وضعیت سیاسی در ایران و منطقه نیست. قصد
خاطر نشان کردن شرایط بغرنج سیاسی است که امروز موجودیت کشور
بواسطه نابکاریهای دولتمردان بیخردی چون علی خامنه ای و محمود
احمدی نژاد سخت بمخاطره افتاده است. تاریخ تولد و موجودیت
جمهوری اسلامی با بحران و بحران آفرینی عجین شده است. این امید
واهی است که بیاندیشم با دیالوگ ویا همزیستی مسالمت جویانه با
بخشهایی از حاکمیت جمهوری اسلامی قادر هستیم این حکومت را بر
سر عقل بیاوریم و او را از آشوب آفرینی در ایران و منطقه باز
داریم. با جمهوری اسلامی صلح در منطقه نا ممکن است. جنگ،
خونریزی و بحران از ویژگیهای ذاتی نظام جمهوری اسلامی است و
این رفتارها همیشه بعنوان ضامن بقای این رژیم بحساب آمده است.
این واقعیت را از هاشمی، علی خامنه ای و احمدی نژاد پرسش کنید
که چگونه پس از گذرازهر بحرانی در پی برپا کردن آتشی دیگر در
گوشه ای از این جهان هستند. در این شرایط بحرانی خطیر که خطر
وقوع جنگ و یا تحریمهای اقتصادی گسترده غرب علیه جمهوری اسلامی
موجودیت ایران را سخت بمخاطره انداخته است میبایست به فکر
تدبیری بود. تدبیری که توطئه ملایان را نقش بر آب کند و کشور
را از ورود به جنگی ناخواسته و خانمان برانداز رهائی ببخشد.
چاره عبور از این خطر مهلک تنها و تنها بدست اپوزیسیونی متشکل،
سازمان یافته با رهبری منسجم که به نفی کامل رژیم اسلامی و
استقرار دمکراسی در ایران باورمند است امکان پذیر است.
آحاد جامعه شهروندی
ایران از هر گروه اجتماعی و سیاسی از رژیم روی برگردانده اند.
آنان در انتظار تدابیراپوزیسیون برای رهائی از سیطره این رژیم
اسلامی هستند. بدون هم پیمانی با یکدیگر بر سر خواستهای مشترک
سیاسی که منافع ملی مردم و همه ی گروههای اپوزیسیون حول آنها
تأمین و تضمین میشود غیر ممکن است بتوانیم پایه های این حکومت
اسلامی را متزلزل کنیم. جمهوری اسلامی از سازمانیافته ترین
رژیمهای نظامی و سرکوبگر جهان است و بالطبع اپوزیسیون این رژیم
میبایست خود را در بهترین شکل ممکن با رهبری تمرکزیافته متشکل
کند. شعار ًهمه با هم ً برای ستیز نهائی علیه این سازمانیافته
ترین رژیم تروریستی جهان شعاربی ربط و ناصحیحی نیست. این شعار
به لحاظ محتوی سیاسی هیچ شباهتی به شعار ًهمه با هم ً خمینی در
مقطع انقلاب اسلامی سال 57 ندارد چرا که او ًهمه با هم ً را
برای استقرار حاکمیت الله بر زمین میخواست، در صورتیکه آنچه که
در شرایط امروز ایران از شعار ًهمه با هم ً منظور است هم
پیمانی ملی با یکدگر برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و
استقرار دمکراسی در ایران است. هدف پس از جمهوری اسلامی
استقرار نظم سیاسی دمکراتیکی است که همه گروه ها و نهادهای
سیاسی و مدنی فرصت یابند درچارچوب امنیت کامل سیاسی و حقوقی در
رقابتی متمدنانه با یکدیگر برای اهداف سیاسی و خواستهای
اجتماعی خود مبارزه کنند. پس برای نفی کامل حاکمیت جمهوری
اسلامی و برقراری دمکراسی همه با هم متحد شویم و بپاخیزیم.
کوروش اعتمادی
12 دسامبر 2007
اتحادیه ملی برای
دمکراسی در ایران - سوئد |